معلمفرهنگ مترادف و متضادآموزنده، آموزگار، اتابک، استاد، پرورشدهنده، پروراننده، دبیر، لله، مدرس، مربی، هادی ≠ دانشآموز، شاگرد
هابزلغتنامه دهخداهابز. (اِخ ) تامس . حکیم و فیلسوف انگلیسی . در سال 1588 م . در مالمزبری یکی از شهرهای کوچک انگلستان تولد یافته و در سال 1679 در نودودو سالگی درگذشته است . تحصیل
tutorدیکشنری انگلیسی به فارسیمعلم، مربی، معلم سرخانه، لله، اموختار، ناظر درس دانشجویان، سرپرستی کردن، درس خصوصی دادن به
tutorsدیکشنری انگلیسی به فارسیمعلمان، مربی، معلم سرخانه، لله، اموختار، ناظر درس دانشجویان، سرپرستی کردن، درس خصوصی دادن به
سرخانهلغتنامه دهخداسرخانه . [ س َ رِ ن َ / ن ِ ] (ترکیب اضافی ، ص مرکب ) متعلق به خانه . || خصوصی .- حمام سرخانه ؛حمام خزانه ای که سابقاً در خانه وجود داشت خاص مکنت داران .- خیاط
شاگردلغتنامه دهخداشاگرد. [ گ ِ ] (اِ) آموزنده ٔ علم یا هنر نزد کسی . (فرهنگ نظام ). کسی که در نزد معلم و استاد تحصیل علم و کمال یا صنعت کند و کسی که در مدرسه به تحصیل بپردازد. تل