۱. پسندیدۀ عقل.
۲. (فلسفه) آنچه بهوسیلۀ عقل درک شود.
بخردانه
۱. پسندیده، روا، شایست، مناسب، موجه
۲. عقلایی، منطقی
۳. دانسته، دریافته
۴. سربهزیر، فرهیخته، مودب ≠ نامعقول
intellectual, just, sound, legitimate, modest, plausible, reasonable, right-minded, sane, sensible, staid, well-balanced