معفوسلغتنامه دهخدامعفوس . [ م َ ] (ع ص ) مرد بندی و زندانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خوار و حقیر و مبتذل هرچه باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج
lutesدیکشنری انگلیسی به فارسیلوت ها، عود، بربط، حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری، درزگیری کردن، عود زدن، با بتونه پر کردن