معطاشلغتنامه دهخدامعطاش . [ م ِ ] (ع ص ) صاحب شتران تشنه و مذکر و مؤنث در وی یکسان است . (منتهی الارب ). خداوند شتران تشنه و گویند رجل معطاش و امراءة معطاش . (ناظم الاطباء) (از
مَعَاشاًفرهنگ واژگان قرآنزندگی - مکان زندگی - زمان زندگی (کلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مکان از عيش است ، و عبارت " وَجَعَلْنَا ﭐلنَّهَارَ مَعَاشاً " به این معنی است که: ما روز را
مظماءلغتنامه دهخدامظماء. [ م ِ ] (ع ص ) مرد سخت تشنه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). معطاش . (اقرب الموارد) (محیط المحیط).
مَعَاشاًفرهنگ واژگان قرآنزندگی - مکان زندگی - زمان زندگی (کلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مکان از عيش است ، و عبارت " وَجَعَلْنَا ﭐلنَّهَارَ مَعَاشاً " به این معنی است که: ما روز را