معصومدیکشنری فارسی به انگلیسیcherubic, childlike, guiltless, immaculate, impeccable, lamblike, lily-white, sinless, white
معصوم اصفهانیلغتنامه دهخدامعصوم اصفهانی . [ م َ م ِ اِ ف َ ] (اِخ ) از فضلای زمان شاه صفی بودو در نظم و نثر دست داشت و به فرمان شاه صفی به تألیف تاریخی مشتمل بر وقایع ایام سلطنت وی مأم
معصوم بلیلغتنامه دهخدامعصوم بلی . [ م َ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مکاوند در بخش هفت گل شهرستان اهواز است و 250 تن سکنه دارد که از طایفه بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)
معصوم تبریزیلغتنامه دهخدامعصوم تبریزی . [ م َ م ِ ت َ ] (اِخ ) از شاعران معاصر صاحب تذکره ٔ نصرآبادی (قرن یازدهم ) است و جد او حاجی باقر دراز تبریزی از تجار معروف بود. وی گاهگاهی به سفر
معصوم خراسانیلغتنامه دهخدامعصوم خراسانی . [ م َ م ِ خ ُ ] (اِخ ) ازشاعران قرن دهم هجری است . اصل وی از خراسان بود و به روم سفر کرد و در آنجا به شغل قضا پرداخت . اشعار خوبی به فارسی و ترک