پاک جیبلغتنامه دهخداپاک جیب . [ ج َ ] (ص مرکب ) عفیف . معصوم . عفیفه . معصومه : زانکه عادت کرده بود آن پاک جیب در هزیمت رخت بردن سوی غیب .مولوی .
پاگابویلغتنامه دهخداپاگابوی . (ص ) مبرا از معاصی و کبائر یعنی عفیف و معصوم . این لغت در فرهنگ شعوری آمده ولی جای دیگر دیده نشده است . و ظاهراً مجعول است .
بی مهارلغتنامه دهخدابی مهار. [ م َ ] (ص مرکب ) (از: بی + مهار) بدون افسار. که افسار ندارد. || کنایه از بی قید و بند. بی بند و بار. سرخود : چندین در معصیت مدو بچپ وراست چون شتر بی م
بیرم علیخانلغتنامه دهخدابیرم علیخان . [ ب َ رَ ع َ ] (اِخ ) بیرام علیخان . حاکم مرو (1197-1200 هَ . ق . / 1782-1873 م .). پدر او از قبیله ٔ عزالدین لو از خاندان قاجار بوده است که در زم