معرقةلغتنامه دهخدامعرقة. [ م ُ رِ ق َ / م ُ ع َرْ رِ ق َ ] (اِخ ) راهی است به سوی شام که قریش از آن راه می رفتند. (منتهی الارب ). راهی است که به کنار دریا منتهی می شود و قریش از
معرقةلغتنامه دهخدامعرقة. [ م ُ ع َرْ رِ ق َ ] (ع ص ) مؤنث مُعَرِّق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معرق شود.- ادویه ٔ معرقة ؛ داروهایی که خوی از مسامات بیرون آرد. (یادد
مارقةلغتنامه دهخدامارقة. [ رِ ق َ ] (ع ص ) گروه خوارج . (منتهی الارب ). مؤنث مارق . (از اقرب الموارد). گروه خوارج . (ناظم الاطباء). خوارج را گویند بسبب خروجشان از دین . (از اقرب
معره ٔ مصرینلغتنامه دهخدامعره ٔ مصرین . [ م َ ع َرْ رَ ی ِ م َ / م ِ ] (اِخ ) شهرکی است خرم و آبشان از آسمان است . (حدود العالم چ دانشگاه ص 172). شهری کوچک و ناحیه ای است در نواحی حلب و
مطرقهلغتنامه دهخدامطرقه . [ م ُ رَ ق َ / م ُ طَرْ رَ ق َ ] (ع ص ) سپر توبرتو ساخته شده ، مانند نعل مطرقه که توبرتو دوخته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از مح
مطرقهلغتنامه دهخدامطرقه . [ م ِ رَ ق َ ] (ع اِ) خایسک آهنگران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پتک و چکش آهنگران که به هندی هتورا و گهن گویند. (غیاث ). خایسک . (مهذب الاسماء) (لغت نا
معرقلغتنامه دهخدامعرق . [ م ُ رَ ] (ع ص ) شراب معرق ؛ شراب رگ دار از آب . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شراب آمیخته با اندکی آب . (ناظم الاطباء). و رجوع به مُع
معرقلغتنامه دهخدامعرق . [ م َ رَ ] (ع مص ) باز کردن و خوردن گوشتی راکه بر استخوان باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || رفتن . (از منتهی الار
معرقاتلغتنامه دهخدامعرقات . [ م ُ ع َرْ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ معرقة. داروهایی خوی آور. ادویه ای که عرق از مسامات برآرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مُعَرِّق و معرقة شود.
شاذانلغتنامه دهخداشاذان . (اِخ ) ابن جبرئیل بن اسماعیل بن ابی طالب قمی متوطن مدینه ، فقیه شیعی سده ٔ ششم مکنی به ابوالفضل و ملقب به سدیدالملة والدین ، از ثقات محدثین و معاصر صاحب
معرقلغتنامه دهخدامعرق . [ م ُ ع َرْ رِ ] (ع ص ) که عرق آرد. خوی آور. خوی انگیز. خوی زا. عرق زا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دارویی که رطوبتهای رقیق را از عروق و باقی اعضا تح
معرق کاریلغتنامه دهخدامعرق کاری . [ م ُ ع َرْ رَ ] (حامص مرکب ) ساختن یا نصب کاشیهای معرق . معرق کاری در قرن 6 هجری یعنی در دوره ٔ سلجوقیان به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. در ق
ادویهلغتنامه دهخداادویه . [ اَدْ ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) ج ِ دَواء. داروها. عقاقیر : هر کس بکاشان ... رسیده ... بر دارالمرضی و فاروقهای ثمین و انواع ادویه و معاجین و تفرقه ٔ آن ب