معراجلغتنامه دهخدامعراج . [ م ِ ] (ع اِ) نردبان . مَصعَد. مَعرَج . مِعرَج . ج ، معاریج . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آلت عروج و آن نردبان است . (غیاث ) (آنندراج ). نردبان و
معراجفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [جمع: معارج و معاریج] عروج؛ بالا رفتن.۲. (تصوف) پیوستن روح به عالم غیب و مجردات.۳. (اسم) [جمع: معارج و معاریج] [قدیمی] نردبان؛ پلکان.
مُعَاجِزِينَفرهنگ واژگان قرآنعاجز کنندگان - ناتوان کنندگان (کلمه معاجز مبالغه در اعجاز است ، و بعضي گفتهاند به معناي مسابقه است ، و عبارت "وَﭐلَّذِينَ سَعَوْاْ فِي ءَايَاتِنَا مُعَاجِزِينَ
مَعَارِجِفرهنگ واژگان قرآندرجات بالا - نردبانها (کلمه معارج جمع معرج است که مفسرين آن را به آلت صعود يعني نردبان و کنایه است از مقامات ملکوت که فرشتگان هنگام مراجعه به خداي سبحان به آن
معارجفرهنگ نامها(تلفظ: maeārej) (عربی) (جمعِ مَعرَج و مِعراج) (در قدیم) نردبانها ، پلکانها ؛ سورهی هفتادم از قرآن کریم دارای چهل و چهار آیه .