معدللغتنامه دهخدامعدل . [ م َ دِ ](ع اِ) جای بازگشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جای بازگشت و گریزگاه . (ناظم الاطباء).
معدللغتنامه دهخدامعدل . [ م ُ ع َدْ دِ ] (اِخ ) ابن علی بن لیث صفار امیر سیستان که به سال 298 هَ . ق . به دست سرداران احمدبن اسماعیل سامانی شکست خورد و به فرمان امیر سامانی به ه
معدللغتنامه دهخدامعدل . [ م ُ ع َدْ دِ ] (ع ص ) راست کننده . (آنندراج ). تعدیل کننده . یکسان کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آنکه عدول را تزکیه او کند. (دهار) (السامی فی
معدل النهارلغتنامه دهخدامعدل النهار. [ م ُ ع َدْ دِ لُن ْ ن َ ] (ع اِ مرکب ) دایره ای است که تنصیف فلک می نماید از مشرق به سوی مغرب و قطب شمالی این دایره محسوس و معروف است و قطب جنوبی
معدل النهارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدایرۀ فرضی که از امتداد صفحۀ استوای زمین با کرۀ سماوی حاصل شود.
lungesدیکشنری انگلیسی به فارسیلونگ، جهش، پرتاب ناگهانی، خیز، حمله ناگهانی، پیشروی ناگهانی، سخمه، پرتاب کردن، جهش کردن، خیز زدن