معتدلفرهنگ مترادف و متضاد۱. آرام، ملایم، میانهرو، نرمخو ۲. معتدله ۳. دارای اعتدال ۴. راست، مستقیم ≠ تندرو ۵. کج، کژ
جبل الضائعلغتنامه دهخداجبل الضائع.[ ج َ ب َ لُض ْ ضا ءِ ] (اِخ ) نام کوهی است به اسپانیا که 3352 متر ارتفاع دارد و دارای هوای معتدلی است .رجوع به الحلل السندسیه ج 2 ص 110 ،112 و 169 ش
نجف آبادلغتنامه دهخدانجف آباد. [ ن َ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فاروج بخش حومه ٔ قوچان ، در 36 هزارگزی شمال غربی فاروج و یک هزارگزی جنوب جاده ٔ قوچان به شیروان در جلگه ٔ معتدلی
مراغهلغتنامه دهخدامراغه . [ م َ غ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش شهرستان مهاباد، در 29/5هزارگزی جنوب غربی مهاباد و 13هزارگزی غربی راه مهاباد به سردشت درمنطقه ٔ کوهستا
ناصرآبادلغتنامه دهخداناصرآباد. [ ص ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل ، در 25هزارگزی شمال سکوهه و 7هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔ زابل به زاهدان ، در جلگه گرم معتدلی واقع است و 45
ناصرآبادلغتنامه دهخداناصرآباد. [ ص ِ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل . در 10هزارگزی جنوب غربی بنجار و 3هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔ زاهدان به زابل در جلگه گرمسیر معتدلی واقع است