معاملاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. معاملهها، دادوستدها، خریدوفروشها، بدهوبستانها ۲. رفتارها، کردارها، اعمال
معاملاتلغتنامه دهخدامعاملات . [ م ُ م َ / م ُ م ِ ] (ع اِ) ج ِ معاملة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). داد و ستد و خریدو فروخت و معامله ها. (ناظم الاطباء) : راستی نگاه داشتن در معاملا
dealsدیکشنری انگلیسی به فارسیمعاملات، مقدار، حد، قدر، سودا، اندازه، معامله کردن، معامله بمثل کردن با، توزیع کردن، سر وکار داشتن، سر و کار داشتن با