معارف پرورلغتنامه دهخدامعارف پرور. [ م َ رِ پ َرْ وَ ] (نف مرکب ) دانش پرور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معارف شود.
معارف پروریلغتنامه دهخدامعارف پروری . [ م َ رِ پ َرْ وَ ] (حامص مرکب )حالت و چگونگی معارف پرور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دانش پروری . و رجوع به معارف و معارف پرور شود.
معارفلغتنامه دهخدامعارف . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مَعرَف و مَعرِف . (اقرب الموارد). ج ِمَعرَف . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به معرف شود. || ج ِ مَعرَفَة. (از اقرب الموارد)
معارففرهنگ انتشارات معین(مَ رِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - علوم ، دانش ها. 2 - اهل علم و فضل . 3 - اشخاص معروف و نامدار.
معارف پروریلغتنامه دهخدامعارف پروری . [ م َ رِ پ َرْ وَ ] (حامص مرکب )حالت و چگونگی معارف پرور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دانش پروری . و رجوع به معارف و معارف پرور شود.
پروریلغتنامه دهخداپروری . [ پ َرْ وَ ] (اِ) پرواری . غذا : گر نباشد جاه فرعون و سری از کجا یابد جهنم پروری . مولوی . || (ص نسبی ) پرواری : هفت گاو فربه بس پروری خوردشان آن هفت گا
کالاهلغتنامه دهخداکالاه . (اِخ ) کالح (توریة) پایتخت قدیم آسور: کن نینک معارف پرور پس از انتشار کتاب آثار نینوا در پنج جلد توسط فرانسویان در تپه نمرود محل کالاه یا کالح توریة پای
اسکندرانیلغتنامه دهخدااسکندرانی . [ اِ ک َ دَ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب به اسکندریه . (سمعانی ). || نوعی پارچه بوده است که شاید از آن کفن نیز می کرده اند : اگر اسکندری دنیای فانی کند بر
طاهرزادهلغتنامه دهخداطاهرزاده . [ هَِ دَ ] (اِخ ) میرزاعلی اکبر صابر (تولد 1278 وفات 1321 هَ . ق .). وی یکی از شعرای توانا و بزرگ شروان است ، و در قرن سیزدهم هجری در شهر شماخه تولدی