معارفهلغتنامه دهخدامعارفه . [ م ُ رَ ف َ / م ُ رِ ف ِ ] (از ع ، اِمص ) یکدیگر را شناختن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
معارفهفرهنگ انتشارات معین(مُ رِ فِ یا رَ فَ) [ ع . معارفة ] 1 - (مص م .) یکدیگر را شناختن . 2 - با هم اظهار آشنایی کردن . 3 - (اِمص .) شناخت یکدیگر. 4 - اظهار آشنایی .
مؤارفةلغتنامه دهخدامؤارفة. [ م ُ آ رَ ف َ ] (ع مص ) پیوسته شدن . || محدود شدن . || به طور تساوی و برابری از هم جدا شدن . (ناظم الاطباء).
سر راه گرفتنلغتنامه دهخداسر راه گرفتن . [ س َ رِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) متوقف شدن ،خواه برای ملاقات ، خواه به تقریب تماشا، خواه به اراده ٔ معارفه . (از آنندراج ). || متوقف ساختن . راه