معادنلغتنامه دهخدامعادن . [ م َ دِ ] (ع اِ) ج ِ معدن به معنی کان جواهر از زر و سیم و جز آن . (آنندراج ). کانها. ج ِ معدن که به معنی کان است . (غیاث ) : معادن پس نبات آنگاه حیوان
مَعَادٍفرهنگ واژگان قرآنبازگشت گاه - محل بازگشتن - زمان بازگشتن (کلمه معاد اسم محل عود ، يا اسم زمان عود است)
معادفرهنگ مترادف و متضاد۱. آخرت، رستاخیز، رستخیز، عالم آخرت، قیامت ۲. بازگشت، بعث، حشر ۳. باز گشتن، عود کردن
معادلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندازه، بهاندازه، برابر، کفو، مساوی، مقابل، همسنگ، همطراز، یکسان ≠ نابرابر ۲. هممعنی، مترادف ≠ متضاد
quarriesدیکشنری انگلیسی به فارسیمعادن، معدن سنگ، شکار، صید، منبع، لاشه شکار، توده انباشته، شیشه آلماسی چهارگوش، اشکار کردن
minesدیکشنری انگلیسی به فارسیمعادن، مین، کان، نقب، راه زیر زمینی، کندن، معدن حفر کردن، استخراج کردن یا شدن
بدخشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی لعل که از معادن بدخشان، ناحیهای در شرق افغانستان، استخراج میشده. بدخش مذاب: [قدیمی، مجاز]۱. شراب سرخ.۲. لعل: ◻︎ صبح ستارهنمای، خنجر توست اندر آن / گاه د