معادنلغتنامه دهخدامعادن . [ م َ دِ ] (ع اِ) ج ِ معدن به معنی کان جواهر از زر و سیم و جز آن . (آنندراج ). کانها. ج ِ معدن که به معنی کان است . (غیاث ) : معادن پس نبات آنگاه حیوان
minesدیکشنری انگلیسی به فارسیمعادن، مین، کان، نقب، راه زیر زمینی، کندن، معدن حفر کردن، استخراج کردن یا شدن
quarriesدیکشنری انگلیسی به فارسیمعادن، معدن سنگ، شکار، صید، منبع، لاشه شکار، توده انباشته، شیشه آلماسی چهارگوش، اشکار کردن
بدخشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی لعل که از معادن بدخشان، ناحیهای در شرق افغانستان، استخراج میشده. بدخش مذاب: [قدیمی، مجاز]۱. شراب سرخ.۲. لعل: ◻︎ صبح ستارهنمای، خنجر توست اندر آن / گاه د