معابدلغتنامه دهخدامعابد. [ م َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ مَعبَد. (ناظم الاطباء). ج ِ معبد، به معنی عبادتخانه های کفار. (غیاث ) (آنندراج ). عبادتگاهها. پرستشگاهها : و دیگر نواحی از آن دیار
تختۀ معابدtemple blocks/ temple block, wooden fishواژههای مصوب فرهنگستانسازی به شکل جعبهای چوبی و توخالی بهصورت گُردهماهی از خانوادۀ طبلوارهها
متأبدلغتنامه دهخدامتأبد. [ م ُ ت َ ءَب ْ ب ِ ] (ع ص ) وحشت و نفرت نماینده . (آنندراج ). هراسان و گریزان و آن که از مؤانست احتراز می کند و از مردم گریزان است . (ناظم الاطباء). |
مَعَادٍفرهنگ واژگان قرآنبازگشت گاه - محل بازگشتن - زمان بازگشتن (کلمه معاد اسم محل عود ، يا اسم زمان عود است)
معبد نیلvalley templeواژههای مصوب فرهنگستانهریک از معابد وداع کرانۀ نیل که برای به جا آوردن واپسین مناسک، پیش از بردن جسد فرعون به هِرم مورد استفاده قرار میگرفت
کلات مندواژهنامه آزادپرستشگاه زردتشیتان یا یکی از معابد پرستش مهر که هنوز قدمت آن مشخص نشده که در شهرستان دشتی در فاصله 20 کیلومتری خورموج واقع است
خلوتگاهadyton/ adytumواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی پنهان در انتهای درونخانۀ (cella) معابد دورة کلاسیک یا در زیرزمین که فقط روحانیان بلندپایه اجازۀ ورود به آن را داشتهاند