مظفرفرهنگ مترادف و متضادپیروز، پیروزمند، ظفرمند، ظفریافته، غالب، فاتح، فیروزمند، کامیاب ≠ مغلوب، مقهور
مظفرلغتنامه دهخدامظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) امیر شرف الدین . از جمله ٔ پادشاهان آل مظفر بود. از همه کهتر اما سرآمد میدان روزگار شد. بغایت پاکدامن و نیکواعتقاد بود. وی به سال
مظفرلغتنامه دهخدامظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) برکیارق بن ملکشاه . رجوع به برکیارق بن ملکشاه و اخبارالدولة سلجوقیه شود.
مزفرلغتنامه دهخدامزفر. [ م ُزَف ْ ف َ ] (ع اِ) دم برآوردن . مزفرة. (منتهی الارب ).مُزفَر. (اقرب الموارد). نفس برآوردن . (ناظم الاطباء). || (ص ) صاحب دم . صاحب نفس . (منتهی الارب
مضفرلغتنامه دهخدامضفر. [ م ُ ض َف ْ ف َ ] (ع ص ) شعر مضفر؛ موی بربافته بر سه تاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مظفر اسفزاریلغتنامه دهخدامظفر اسفزاری . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ اِ ف ِ ] (اِخ ) خواجه امام ... ازمنجمان بزرگ است و اوست که با عمر خیام و جماعتی دیگر از اعیان منجمین در سنه ٔ 467 به فرمان ملک
مظفر ایوبیلغتنامه دهخدامظفر ایوبی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ اَی ْ یو ] (اِخ ) تقی الدین عمربن شاهنشاه بن ایوب ، امیر وصاحب حماة بود. وی پسر برادر صلاح الدین ایوبی است که مردی شجاع بود. مدت
مظفر بزغشیلغتنامه دهخدامظفر بزغشی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ ب ُ غ ُ ] (اِخ ) ابوالمظفر وزیر سامانیان . رجوع به بزغشی و تاریخ بیهق ص 109 شود.
مظفر پنجدهیلغتنامه دهخدامظفر پنجدهی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ پ َ دِ ] (اِخ ) از شعرای آل سبکتگین و از اهالی مرو است . به گفته ٔ عوفی مردی فاضل بود و از بزرگی درازگوشی مطالبه می کند و می گو
مظفر اسفزاریلغتنامه دهخدامظفر اسفزاری . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ اِ ف ِ ] (اِخ ) خواجه امام ... ازمنجمان بزرگ است و اوست که با عمر خیام و جماعتی دیگر از اعیان منجمین در سنه ٔ 467 به فرمان ملک
مظفر ایوبیلغتنامه دهخدامظفر ایوبی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ اَی ْ یو ] (اِخ ) تقی الدین عمربن شاهنشاه بن ایوب ، امیر وصاحب حماة بود. وی پسر برادر صلاح الدین ایوبی است که مردی شجاع بود. مدت
مظفر بزغشیلغتنامه دهخدامظفر بزغشی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ ب ُ غ ُ ] (اِخ ) ابوالمظفر وزیر سامانیان . رجوع به بزغشی و تاریخ بیهق ص 109 شود.
مظفر پنجدهیلغتنامه دهخدامظفر پنجدهی . [ م ُ ظَف ْ ف َ رِ پ َ دِ ] (اِخ ) از شعرای آل سبکتگین و از اهالی مرو است . به گفته ٔ عوفی مردی فاضل بود و از بزرگی درازگوشی مطالبه می کند و می گو
مظفر حسینلغتنامه دهخدامظفر حسین . [ م ُ ظَف ْ ف َ ح ُ س َ ] (اِخ ) شاعری از کاشان و از معاصران شاه عباس بوده از اوست :ای دل که به آزادی خود خرسندی غافل که اسیر خود به صد پیوندی چون م