مطهردیکشنری عربی به فارسیدواي ضد عفوني , گندزدا , ضدعفوني , تميز و پاکيزه , مشخص , پلشت بر , جداگانه , پادگند , وسيله يا ماده تميز کننده , ضد عفوني , داروي ضد عفوني , ماده گندزدا
مطحرلغتنامه دهخدامطحر. [ م ِ ح َ ] (ع اِ) کمان تیر دورانداز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کمان دورانداز. (ناظم الاطباء). || تیر که دور رود. (منتهی الارب ) (آنندر
مطحرلغتنامه دهخدامطحر. [ م ُ ح َ ] (ع ص ) نصل مطحر؛ پیکان دراز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).