مطالیلغتنامه دهخدامطالی . [ م َ ] (ع اِ) (از «طل ی ») جایها که وحشیان بچه ٔ خود را در وی بچرانند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ج ِ مَطلا. (منتهی الارب ) (ن
متالیلغتنامه دهخدامتالی . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِمُتلیه و مُتلی . نعت است از اتلت الناقة، با بچه شد ناقه که پس وی می رود. (از منتهی الارب ). شترانی که بعضی از آنها با بچه و بعضی ب
متالیلغتنامه دهخدامتالی . [ م ُ ] (ع ص ) (از «ت ل و») دم کش سرودگوی . (منتهی الارب )(آنندراج ). آن که مرافقت کند مغنی و سرودگوی را با آواز بلند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
متعلیلغتنامه دهخدامتعلی . [ م ُ ت َ ع َل ْ لی ] (ع ص ) بلند و رفیع و آن که درجه به درجه بالا می رود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تعلی شود.
مالیلغتنامه دهخدامالی ٔ. [ ل ِءْ ] (ع ص ) پرکننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مالی شود.
مالیلغتنامه دهخدامالی . (اِخ ) امپراتوری مالی که در قرن سیزدهم بوسیله ٔ «ماندنگها» میان ارتفاعات سنگال و نیجریه تشکیل یافت و تا قرن هفدهم ادامه داشت . (از لاروس ). و رجوع به ماد
مالیلغتنامه دهخدامالی . (اِخ ) جمهوری مالی یکی از کشورهای غربی افریقاست که شامل سرزمین سودان قدیم فرانسه است و در حدود 1204000 کیلومتر مربع وسعت و 5020000 تن سکنه دارد. پایتخت آ
مالیلغتنامه دهخدامالی . (حامص ) با کلمه های دیگر بصورت مزید مؤخر ترکیب شود و معنی حاصل مصدری دهد: آب مالی . پایمالی . تریاک مالی . خاک مالی . خایه مالی . خشت مالی . دست مالی .
مطلاءلغتنامه دهخدامطلاء. [ م ِ ] (ع اِ) مِطلی ̍. || زمین نرم که عضاة رویاند. ج ،مطالی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمین نرم . ج ، مطالی . (مهذب ا
مطلوبلغتنامه دهخدامطلوب . [ م َ ] (ع ص ) خواسته و جسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جسته و خواهش کرده . (آنندراج ). خواسته از حق و جز آن . ج ، مطالیب . (از اقرب الموارد) (از