مطلغتنامه دهخدامط. [ م َ ] (ع اِ) بجای «مطلوب » نویسند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). رمز است از مطلوب ؛ و هو المط؛ یعنی «و هوالمطلوب ». (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مطلغتنامه دهخدامط. [ م َطط ] (ع مص ) کشیدن و دراز کردن .(آنندراج ). کشیدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). مطه مطاً؛ کشید آن را و دراز کرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). م
متلغتنامه دهخدامت . [ م َت ت ] (ع مص ) دراز کشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کشیدن چیزی را. (از اقرب الموارد). || کشیدن آب بی چرخ چاه . (منتهی الارب ) (آنندرا
متلغتنامه دهخدامت . [ م ُ ] (ضمیر) به لهجه ٔ شیرازی من ترا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : که همچون مت ببوتن دل و ای ره غریق العشق فی بحرالوداد.حافظ (یادداشت ایضاً).
مطوللغتنامه دهخدامطول . [ م ِطْ وَ ] (ع اِ) کیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ذکر. ج ، مطاول . (ناظم الاطباء). || رسن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ریسمان . (ناظم الاطباء). رسن . ج
مطوللغتنامه دهخدامطول . [ م ُ طَوْ وَ ] (ع ص ) دراز و فروهشته . (آنندراج ). دراز و طولانی . ممتد و دراز و طولانی . (ناظم الاطباء). مقابل مختصر. درازشده : این حدیث بر دارکردن حسن
مطاطلغتنامه دهخدامطاط. [ م ِ / م ُ ] (ع ص ) پشت دراز. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به مطائط شود.
مطرلغتنامه دهخدامطر. [ م ُ ] (ع اِ) خوی و عادت . || خوشه ٔ ارزن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
absoluteدیکشنری انگلیسی به فارسیمطلق، دایره نا محدود، کامل، قطعی، خالص، مستقل، استبدادی، غیر مشروط، ازاد از قیود فکری، خود رای