مضمونلغتنامه دهخدامضمون . [ م َ ] (ع ص ) مال مضمون ؛ مال ضمانت شده و پذیرفتار گشته . (ناظم الاطباء) : تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شدتو خلق رابه مردی مضمون آن چکی . سوزنی .رعایت رضا
مضمونفرهنگ انتشارات معین(مَ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - در میان گرفته شده . 2 - معنی ، مفهوم ، مطلب . ج . مضامین .
مضمون ساختنفرهنگ انتشارات معین( ~. تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) 1 - مضمون بستن . 2 - مطلبی کنایه دار یا مسخره آمیز برای کسی .
مضمون ساختنفرهنگ انتشارات معین( ~. تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) 1 - مضمون بستن . 2 - مطلبی کنایه دار یا مسخره آمیز برای کسی .