مضروبلغتنامه دهخدامضروب . [ م َ ] (ع ص ) زده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زده شده و کتک خورده . (ناظم الاطباء). || افراخته شده . (ناظم الاطباء)(از اقرب المو
مضروبواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تایک، تایِ یکم. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن". "تایک" خوانده می شود "تا - یک". برای نمونه، در گزارۀ 15 = 5 * 3،
مضروبفرهنگ انتشارات معین(مَ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - کتک زده شده ، کتک خورده . 2 - سکه زده ، مسکوک . 3 - عددی که در عدد دیگر ضرب شد ه .
مذروبلغتنامه دهخدامذروب . [ م َ ] (ع ص ) سیف مذروب ؛ شمشیر تیز. (منتهی الارب ). محدد و تیزشده ازهر چیزی ، کقوله : علی الاعداء مذروب السنان . (از اقرب الموارد). نعت مفعولی است از
مضروبةلغتنامه دهخدامضروبة. [ م َ ب َ ] (ع ص ) ارض مضروبة؛ زمین پشک زده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).