مضراتفرهنگ مترادف و متضاد۱. زیانها، ضررها، خسرانها، مضار ۲. آسیبها، گزندها، صدمات، صدمهها ≠ منافع، فواید
مضراتلغتنامه دهخدامضرات . [م َ ض َرْ را ] (ع اِ) ج ِ مضرت . زیان ها و ضررها : و این دو صفت هوا و غضب به ضرورت به نفس درمی بایست تا به صفت هوا جذب منافع خویش کند و به صفت غضب دفع
مُضْطَرَّفرهنگ واژگان قرآندچار اضطرار شده - آن کس که مضرات و سختیها براو اثر کرده (ااسم مفعول باب افتعال از ضرر (یکی از معانی باب افتعال مطاوعه یا اثر پذیری است)مراد از اجابت مضطر وقتي ک
حمیلغتنامه دهخداحمی . [ ح َ می ی ] (ع ص ) بیمار ممنوع از مضرات . || هر نگاهداشته شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || کسی که تحمل ستم نتواند. || صاحب ننگ و عار. (منتهی الارب
تحمیلغتنامه دهخداتحمی . [ ت َ ح َم ْ می ] (ع مص ) پرهیز کردن بیمار از مضرات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خویشتن داری کردن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).