مضامینلغتنامه دهخدامضامین . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مضمون . مضمونها. (ناظم الاطباء). آنچه از کلام و عبارت مفهوم شود : سواد آن را با سواد کاغذ کارپردازبغداد عاجلاً خدمت نواب والا، قلمی
مضامیرلغتنامه دهخدامضامیر. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مضمار است که به معنی میدان ریاضت اسبان باشد. (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مضمار شود.
ملامینلغتنامه دهخداملامین . [ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) جسمی است آلی که با الدئید فرمیک تشکیل رزینی می دهد که در گرما قالب گیری می شود. فرمول آن C3H6N6 (تری آمینوتری آزین ) است . (از ف
میامینلغتنامه دهخدامیامین . [ م َ] (ع ص ، اِ) ج ِ میمون ، به معنی مبارک و نیکبخت . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اشخاص مبارک و چیزهای مبارک واین جمع میمون است . (غیاث ). و رجوع به می
مامینهpapillaواژههای مصوب فرهنگستان[علوم پایۀ پزشکی، علوم تشریحی] برآمدگی یا برجستگی کوچکی شبیه به نوک پستان [حشرهشناسی] برآمدگی کوچک و نرم
راهنمای مصاحبهinterview guideواژههای مصوب فرهنگستانفهرستی از موضوعات و مضامین و حوزهها و رهنمودهایی که پژوهشگر، برای اجرای یک مصاحبۀ نیمهساختارمند، پیش از مصاحبه، تهیه میکند و در اختیار مصاحبهشونده قرار مید
شوخیپردازی روی صحنهstand-up comedyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کمدی با مضامین اجتماعی که در آن اجراکننده بر روی صحنه میایستد و مستقیماً برای تماشاگران لطیفه یا داستانی طنزآمیز روایت میکند
نوسیاهneo-noirواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فیلم سیاه دارای مضامین معاصر که در قالب فیلم سیاه به نوآوری میپردازد