مصنوعلغتنامه دهخدامصنوع . [ م َ ] (ع ص ) ساخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ساخته شده . (ناظم الاطباء). صنیع. (یادداشت مؤلف ). || کرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کرده شده . ||
مصنوعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، ساختهشده، زاییده، آفریده، خلقشده، مخلوق، پدیدآمده، آورده، برآورده، موجود اختراعی، ابداعی، ابتکاری صنعتی ساختِ، تولیدِ صفات ساختمان
مصنوعیدیکشنری فارسی به انگلیسیairy, artificial, contrived, dummy, ersatz, factitious, fake, false, imitative, man-made, sham, synthetic, unnatural, unreal