مصرفلغتنامه دهخدامصرف . [ م َ رَ ] (ع اِ) جای بازگشتن . (یادداشت مؤلف ).مَصْرِف . || خرج و صرف . (ناظم الاطباء). مصرف به معنی صرف کردن که معمولاً به فتح راء تلفظ کنندبه کسر راء
مصرف انفیهایsniff/ sniffing, insufflations, nasal insufflationواژههای مصوب فرهنگستانمصرف مادۀ اعتیادآور از راه بالا کشیدن آن از بینی و تماس مستقیم با مخاط بینی متـ . مصرف مشامی
عطاردلغتنامه دهخداعطارد. [ ع ُ رِ ] (ع اِ) نام دوائی که آن را سنبل رومی گویند. (غیاث اللغات ). و آن بیخی باشد به رنگ شبیه مامیران و به شکل مانند عصارون . (آنندراج ). سنبل رومی اس
قمصرلغتنامه دهخداقمصر. [ ق َ ص َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش قمصر از شهرستان کاشان در 31000گزی جنوب کاشان واقع است . این منطقه کوهستانی و هوای آن سرد و خوش آب و هواست . مختصات جغرا
بطلمیوس دوملغتنامه دهخدابطلمیوس دوم . [ب َ ل َ س ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) فیلادف . فیلادلفوس . قفطی کلمه را بمعنی محب الاخ ؛ برادر دوست آورده است . (283-246 ق .م .) ، این نسبت را به کنایه به