مصباحدیکشنری عربی به فارسیلا مپ چراغ برق , پياز گل , هر نوع برامدگي ياتورم شبيه پياز , جراغ , لا مپ , مشعل , چراغ قوه , مشعل دار کردن
مصباحلغتنامه دهخدامصباح . [ م ِ ] (ع اِ) چراغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ص 89) (مهذب الاسماء) (از آنندراج ) (غیاث ). سراج . لنتر. چراغ افروخته .
مسبعهفرهنگ انتشارات معین(مَ بَ یا عَ یا عِ) [ ع . مسبعة ] (اِ.) محلی که در آن جانوران درنده بسیار باشند.
مصباح الروملغتنامه دهخدامصباح الروم . [ م ِ حُرْ رو ] (ع اِ مرکب ) کهربا. (اختیارات بدیعی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به کهربا شود.
مصباحیلغتنامه دهخدامصباحی . [ م ِ ] (ص نسبی ، اِ) قسمی از ثوانی نجوم شبیه به چراغ . (یادداشت مؤلف ).
خط مصباحواژهنامه آزادخط مصباح يكي از ابداعات سبحان مهرداد محمدپور خالق خطوط خوشنويسي سبحان مي باشد در واقع خط جمكران يكي از 14 خط ابداعي سبحان است ، اين خط قالب و كاربردي مشابه با خ