مصارفلغتنامه دهخدامصارف . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مصرف . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). محل صرف کردن . (آنندراج ) (غیاث ) : بعضی بر عامه ٔ سادات مقیم و مسافر و کافه ٔ متصوفه وارد و
مصارفهلغتنامه دهخدامصارفه . [ م ُ رَ / رِ ف َ / ف ِ ] (از ع ، اِ) مصارفة. عوارض (یا پول یا مال سرشکن شده ) که به مقتضای حال مؤدیان مالیات برای جبران کسر درآمدهای مالیاتی یاکسر در
مصارفةلغتنامه دهخدامصارفة. [ م ُ رَ ف َ ] (ع مص ) مصارفه . با کسی به صرف معامله کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). مبادله کردن .
مصارفهفرهنگ انتشارات معین(مُ رِ فِ یا رَ فَ) [ ع . مصارفة ] 1 - (مص م .) مبادله کردن . 2 - (اِ.) عوارضی که به مقتضای حال مؤدیان مالیات برای جبران کسر درآمدهای مالیاتی از آنان وصول می ش
مصارفهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مبادله کردن.۲. [قدیمی] عوارضی که از مردم جهت جبران کسر درآمدهای مالیاتی دریافت میشد.
مصارفهلغتنامه دهخدامصارفه . [ م ُ رَ / رِ ف َ / ف ِ ] (از ع ، اِ) مصارفة. عوارض (یا پول یا مال سرشکن شده ) که به مقتضای حال مؤدیان مالیات برای جبران کسر درآمدهای مالیاتی یاکسر در
مصارفةلغتنامه دهخدامصارفة. [ م ُ رَ ف َ ] (ع مص ) مصارفه . با کسی به صرف معامله کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). مبادله کردن .