مصادرلغتنامه دهخدامصادر. [ م َ دِ ] (ع اِ) ج ِ مصدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به مَصْدَر شود.
مصادره کردنفرهنگ مترادف و متضادضبط کردن، گرفتن (دارایی و اموال)، تاوانگرفتن، مطالبه کردن، جریمه گرفتن
مصادره کردندیکشنری فارسی به انگلیسیcondemn, confiscate, dispossess, expropriate, impress, requisition, seize
مصادرهلغتنامه دهخدامصادره . [ م ُ دَ / دِرَ / رِ ] (از ع ، اِمص ) مصادرت . مصادرة. تاوان . (ناظم الاطباء). تاوان گیری . مطالبه ٔ مال به زور یا به سبب ارتکاب گناه . (یادداشت مؤلف