مصاحبهلغتنامه دهخدامصاحبه . [ م ُ ح َ /ح ِ ب َ / ب ِ ] (از ع ، مص ، اِمص ) مصاحبت . با کسی صحبت کردن . هم صحبت شدن با کسی . با کسی صحبت داشتن . (یادداشت مؤلف ). || گفتگو با رجلی
مصاحبهفرهنگ انتشارات معین(مُ حَ بَ یا بِ) [ ع . مصاحبة ] نک مصاحبت . ؛ ~ مطبوعاتی ؛ رادیویی ؛ تلویزیونی : گفت و گو با شخصیت سیاسی ، فرهنگی ، ادبی ، علمی یا هر کس دیگر به منظور پخش از
مصاحبةلغتنامه دهخدامصاحبة. [ م ُ ح َ ب َ] (ع مص ) همدیگر یار و رفیق شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یار و رفیق شدن . مصاحبت . ملازم کسی گردیدن . (ناظم الاطباء). با کسی صحبت کردن
مصاحبةلغتنامه دهخدامصاحبة. [ م ُ ح ِ ب َ ] (ع ص ) تأنیث مصاحب . دوست و رفیق زن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مصاحب شود.