مشیرانلغتنامه دهخدامشیران . [ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان یافت است که در بخش هوراند شهرستان اهر واقع است و 328 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
احمدپاشالغتنامه دهخدااحمدپاشا. [ اَ م َ ] (اِخ ) (قیصریه لی ...) یکی از مشیران بحریه بود و از درجه ٔ نفری بدان رتبه رسید و در محاربه ٔ قرم (کریمه ) برای حسن خدمت هائی که از او بروز
اسعدپاشالغتنامه دهخدااسعدپاشا. [ اَ ع َ ] (اِخ ) یکی از وزرای اعظم زمان سلطان عبدالعزیزخان و از مشیران و مدبران دولت عثمانی . مولد وی سال 1244 هَ .ق . در ساقز. وی پس از فارغ التحصیل
اسماعیل پاشالغتنامه دهخدااسماعیل پاشا. [ اِ ] (اِخ ) چرکس . یکی از مشیران دوره ٔ سلطان عبدالمجیدخان عثمانی . وی به جسارت و شجاعت شهرت یافته اصلاً برده ٔ طوپال عزت محمدپاشا بوده و ستم و
اسماعیل پاشالغتنامه دهخدااسماعیل پاشا. [ اِ ] (اِخ ) دواتجی . یکی از مشیران دوره ٔ سلطان عبدالمجیدخان و سلطان عبدالعزیزخان عثمانی . وی دروقعه ٔ مجار که عثمانیان به اتفاق روسها وطن وی را
حافظپاشالغتنامه دهخداحافظپاشا. [ ف ِ ] (اِخ ) چرکس محمد. یکی از مشیران عهدسلطان محمودخان و سلطان عبدالمجیدخان . وی در هنگام وقوع وقعه ٔ نزیب والی کردستان بود و به فرماندهی سپاهیانی