مشیبلغتنامه دهخدامشیب . [م َ ] (ع مص ) سپید گشتن موی و پیر شدن . (یادداشت مؤلف ) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). || (اِمص ) سپیدی موی و پیری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظ
شیبلغتنامه دهخداشیب . [ ش َ ] (ع مص ) شَیبة. مشیب . سپید شدن موی ، فهواشیب و للمؤنث شمطاء و لیس شیباء. (از اقرب الموارد). سپید شدن موی . (منتهی الارب ) (ترجمان جرجانی ) (المصا
گلشنلغتنامه دهخداگلشن . [ گ ُ ش َ ] (اِخ ) محمدعلی . نام پدر قاآنی بود که به گلشن تخلص میکرد و اصلش از ایل زنگنه ٔ کرمانشاه بود. مدتی در اصفهان و شیراز بسر برد. در عروض و قافیه
ذوالغارلغتنامه دهخداذوالغار. [ ذُل ْ ] (اِخ ) نام چاهی است بسیار آب با آب شیرین در سه فرسنگی سوارقیة شاعر گوید:لقد رعتمونی یوم ذی الغارروعةباخبار سوء دونهن ّ مشیبی .
خسروانیلغتنامه دهخداخسروانی . [ خ ُ رَ / رُ ] (اِخ ) طیب بن محمد مکنی به ابوطاهر از شاعران خراسان به زمان آل سامان بوده و به سال 342 هَ . ق . وفات یافته است حکیم ابوالقاسم فردوسی ب
شیبیدنلغتنامه دهخداشیبیدن . [ دَ ] (مص ) (از: «شیب » + «َیدن »، پسوند مصدری ) متعدی آن شیبانیدن . مخلوط شدن . آمیخته شدن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) (ناظم الاطباء). || لرزیدن . (غیا