25 فرهنگ

9418 مدخل


مشهود

mašhud

۱. حاضرشده.
۲. دیده‌شده.
۳. آنچه دیده شود.
۴. آنچه بر آن گواه شوند.
۵. روز جمعه.
۶. روز قیامت.

آشکارا، آشکار، بارز، پدیدار، پیدا، جلی، روشن، ظاهر، محسوس، مرئی، معلوم، نمایان، نمودار، واضح، هویدا ≠ ناپیدا، نامشهود

conspicuous, external, observable, obvious, palpable, tangible, visible