۱. حاضرشده.
۲. دیدهشده.
۳. آنچه دیده شود.
۴. آنچه بر آن گواه شوند.
۵. روز جمعه.
۶. روز قیامت.
آشکارا، آشکار، بارز، پدیدار، پیدا، جلی، روشن، ظاهر، محسوس، مرئی، معلوم، نمایان، نمودار، واضح، هویدا ≠ ناپیدا، نامشهود
conspicuous, external, observable, obvious, palpable, tangible, visible