مشنگلغتنامه دهخدامشنگ . [ م َ ش َ ] (ص ، اِ) دزد و راهزن . (برهان ) (انجمن آرا) (غیاث ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) (اوبهی ) (ناظم الاطباء). مشتنگ به زیادتی «تا» نیز آمده است . (ف
مشنگلغتنامه دهخدامشنگ . [ م ِ ش َ ] (اِ) مگس سبز که گوشت را گنده کند، و آن را مژمژ خوانند. (آنندراج ) (انجمن آرا).
مشنگلغتنامه دهخدامشنگ . [ م ُ ش َ / م َ ش َ ] (اِ) نوعی از غله است . (برهان ) (غیاث ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). کرسنه . گاودانه . (فرهنگ فارسی معین ). خرفی . (نوعی غله است ) (ب
مشنگکلغتنامه دهخدامشنگک . [ م َ ش َ گ َ ] (اِ مصغر) دزد و راهزن . (برهان ) (آنندراج ). راهزنک . و رجوع به مشنگ شود.
مشنگکلغتنامه دهخدامشنگک . [ م ُ ش َ گ َ ] (اِ مصغر) (از: مشنگ + ََ-ک ، پسوند تصغیر) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). غله ٔ غیرمعلوم . (برهان ). مشنج . (الفاظالادویه ).نوعی از غله .
مشنگکلغتنامه دهخدامشنگک . [ م َ ش َ گ َ ] (اِ مصغر) دزد و راهزن . (برهان ) (آنندراج ). راهزنک . و رجوع به مشنگ شود.
مشنگکلغتنامه دهخدامشنگک . [ م ُ ش َ گ َ ] (اِ مصغر) (از: مشنگ + ََ-ک ، پسوند تصغیر) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). غله ٔ غیرمعلوم . (برهان ). مشنج . (الفاظالادویه ).نوعی از غله .