مشنلغتنامه دهخدامشن . [ م ِ ش َ ] (اِخ ) پیر. منجم فرانسوی (1744-1804م .). او در سالهای 1792 تا 1798 م . با «دلامبر» قوس نیمروزی دونکرک به بارسلون را برای معین کردن مقادیر متری
مشنلغتنامه دهخدامشن . [م َ ] (ع مص ) تازیانه زدن ، یا نوعی از تازیانه زدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خراشیدن . (منتهی الارب ). خراشیدن روی . (ناظم
مشنفلغتنامه دهخدامشنف . [ م ُ ش َن ْ ن َ ] (ع ص ) زن گوشواره نهاده . (آنندراج ). آراسته شده با گوشواره . (ناظم الاطباء) : او سکه و خطبه به القاب سلطان مشرف گردانید و اسماع و آذا
مشنفلغتنامه دهخدامشنف . [ م ُ ش َن ْ ن َ ] (ع ص ) زن گوشواره نهاده . (آنندراج ). آراسته شده با گوشواره . (ناظم الاطباء) : او سکه و خطبه به القاب سلطان مشرف گردانید و اسماع و آذا
مشنقلغتنامه دهخدامشنق . [ م َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شرفخانه در بخش شبستر شهرستان تبریز که 113 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
مشنطلغتنامه دهخدامشنط. [ م ُ ش َن ْ ن َ ] (ع ص ) بریانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شواء. (اقرب الموارد). بریانی که دو بار در تنور نهند تا پزد. (یادداشت مؤلف ).