مشروعلغتنامه دهخدامشروع . [ م َ ] (ع ص ) آغازکرده شده . (ناظم الاطباء). || روا و جایز و مطابق شرع ، موافق شرع . (ناظم الاطباء). راست و درست و آنچه شرع روا دارد. (از اقرب الموارد)
مشروعةلغتنامه دهخدامشروعة. [ م َ ع َ ] (ع ص ) نیزه ٔ راست کرده شده بسوی کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مؤنث مشروع . و رجوع به مشروع شود.- حکومت مشروعه ؛ حکوم