مشدوهلغتنامه دهخدامشدوه . [ م َ ] (ع ص ) بیخود و سرگشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول . (محیط المحیط). || بازداشته شده . (ناظم الاطباء).
مشفوهلغتنامه دهخدامشفوه . [ م َ ] (ع ص ) آنکه ازوی به الحاح سؤال کرده باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آنکه از وی سؤال بسیار کنند. (مهذب الاسم
مشفوهةلغتنامه دهخدامشفوهة. [ م َ هََ ] (ع ص ) کم و اندک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : اتانا و اموالنا مشفوهة؛ ای قلیلة. (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
متدوهلغتنامه دهخدامتدوه . [ م ُ ت َدَوْ وِه ْ ] (ع ص ) فرسوده و پوسیده . || تغییر یافته و مبدل شده . || ستبر شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تدوه شود.
مدوهلغتنامه دهخدامدوه . [ م ُ دَوْ وِه ْ ] (ع ص ) شتر را به سوی بچه خواننده به لفظ داه داه یا ده ده . (از آنندراج ). نعت فاعلی است از تدْویه . رجوع به تدْویه شود.
مشفوهلغتنامه دهخدامشفوه . [ م َ ] (ع ص ) آنکه ازوی به الحاح سؤال کرده باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آنکه از وی سؤال بسیار کنند. (مهذب الاسم
مشفوهةلغتنامه دهخدامشفوهة. [ م َ هََ ] (ع ص ) کم و اندک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : اتانا و اموالنا مشفوهة؛ ای قلیلة. (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
متدوهلغتنامه دهخدامتدوه . [ م ُ ت َدَوْ وِه ْ ] (ع ص ) فرسوده و پوسیده . || تغییر یافته و مبدل شده . || ستبر شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تدوه شود.
مدوهلغتنامه دهخدامدوه . [ م ُ دَوْ وِه ْ ] (ع ص ) شتر را به سوی بچه خواننده به لفظ داه داه یا ده ده . (از آنندراج ). نعت فاعلی است از تدْویه . رجوع به تدْویه شود.