مشتملغتنامه دهخدامشتم . [ م ُ ش َت ْ ت َ ] (ع ص ) شیر غضبناک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شیر بیشه ٔ غضبناک و خشمگین . (ناظم الاطباء).
مشتماللغتنامه دهخدامشتمال . [ م ُ ] (اِ مرکب ) دلاکی و مالشی که کشتی گیران بر بازوی خودها، با هم مشتها زنند تا سخت گردد. (غیاث ). مالش با دست . (ناظم الاطباء). مالیدن اعضاء برای ب