مشبکیلغتنامه دهخدامشبکی . [ م ُ ش َب ْ ب َ ] (ص نسبی )همچون مشبک . دارای حالت و چگونگی مشبک : در حلم با زمین مطبق برابر است وز قدر و جاه بر ز سپهر مشبکی . سوزنی .و رجوع به مشبک ش
بادگانهفرهنگ انتشارات معین(نِ) (اِمر.) دریچة مشبکی که توسط آن از درون اتاق بیرون را توان دید و به عکس .
درِ مشبک انبارhatch gratingواژههای مصوب فرهنگستاندرِ چوبی مشبکی که برای تهویه بهجای در اصلی انبار بر روی دهانة انبار گذاشته میشود
خشک کردن نقالهایconveyor dryingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی خشک کردن که در آن مواد غذایی بر روی تسمهنقالۀ مشبکی قرار میگیرند و با جریان هوای گرم خشک میشوند
بادگانهلغتنامه دهخدابادگانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) دریچه ٔ مشبکی را گویند که از درون خانه بیرون را توان دید و از بیرون درون را نتوان دید. (برهان ). دریچه ای باشد مشبک و آنرا پا