مشاییطلغتنامه دهخدامشاییط. [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مِشْیاط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یقال : ناقة مشیاط و ابل مشاییط. (اقرب الموارد). رجوع به مشیاط شود.
متأییلغتنامه دهخدامتأیی . [ م ُ ت َ ءَی ْ یی ](ع ص ) قصد نماینده ٔ شخص و آیت کسی را. (آنندراج ). آن که قصد کند شخص کسی را. (ناظم الاطباء). || توقف نماینده و درنگ کننده در جائی .
مشایعانلغتنامه دهخدامشایعان . [ م ُ ی ِ ] (ع ص ، اِ) تثنیه ٔ مشایع. یقال هما مشایعان ، آن دو نفر شریک اند. (ناظم الاطباء).
مشاییطلغتنامه دهخدامشاییط. [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مِشْیاط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یقال : ناقة مشیاط و ابل مشاییط. (اقرب الموارد). رجوع به مشیاط شود.
امقیدورسلغتنامه دهخداامقیدورس . [ اُ ] (اِخ ) الَ .... الاصغر فیلسوف نوافلاطونی قرن پنجم و ششم که بخصوص در آثار افلاطون سعی داشت . شرح او بر سوفسطس افلاطون بعربی درآمد. وی کتاب القی
موسیلغتنامه دهخداموسی . [ سا ] (اِخ ) ابن میمون بن عبداﷲ قرطبی اندلسی اسرائیلی ، مکنی به ابوعمران (529-601 هَ . ق .). یهودیان به زبان خود او را (ابی موشه بن میمن ) و ملقب به (مو
حکیملغتنامه دهخداحکیم . [ ح َ ] (ع ص ، اِ)دانا. (غیاث ). فرزانه . (مفاتیح العلوم ) (فرهنگ اسدی ). فرزان . خردپژوه . داننده . خردمند. دانشمند. || درست کار. (مهذب الاسماء) (السامی
متأییلغتنامه دهخدامتأیی . [ م ُ ت َ ءَی ْ یی ](ع ص ) قصد نماینده ٔ شخص و آیت کسی را. (آنندراج ). آن که قصد کند شخص کسی را. (ناظم الاطباء). || توقف نماینده و درنگ کننده در جائی .