25 فرهنگ

9509 مدخل


مشاهده

mošāhede

۱. به چشم دیدن؛ نگریستن؛ نگاه کردن.
۲. (اسم) صورت.

دیدن، هم بینی، برنگری، تماشا، نگریستن

۱. دید، دیدار، رویت، مشاهدت، معاینه، نظارت، نظاره
۲. نظر، نگاه، نگرش
۳. دیدن، نظاره کردن، نگاه کردن، نگریستن

note, observation, sighting