مشاجرتلغتنامه دهخدامشاجرت . [ م ُ ج َ / ج ِ رَ ] (از ع ، اِمص )مشاجرة و مشاجره . رجوع به مشاجره و مدخل بعد شود.
مشاراتلغتنامه دهخدامشارات . [ م ُ ] (از ع ، اِمص ) بیع و شری . خرید و فروش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مشاراة شود.
مشارجاتلغتنامه دهخدامشارجات .[ م ُ رِ ] (ع ص ) فتیات مشارجات ؛ دختران هم عمر و هم سن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
مشاعراتلغتنامه دهخدامشاعرات .[ م ُ ع َ ] (ع اِ) ج ِ مشاعرة. (فرهنگ فارسی معین ) : مشاعرات او با استاد ابوبکر خوارزمی مشهور و در یتیمةالدهر مستوفی ذکر آورده . (لباب الالباب چ سعید ن
لابمللغتنامه دهخدالابمل . [ ب ُ م ِ ] (اِخ ) لورن آنگلی ویل دو. نام ادیبی متولد به واِلرُگ (گارد). وی بسبب مشاجرات با ولتر شهرت یافته است . (1726-1773 م .).
مشاوراتلغتنامه دهخدامشاورات . [ م ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ مشاورة : و درهمه ٔ اصناف خطابت مفید اما تعلق ممکن و غیرممکن به مشاورات و کاین و غیرکاین به مشاجرات و تعظیم و تحقیر او به منافرات
میرابولغتنامه دهخدامیرابو. [ ب ُ ] (اِخ ) اونوره گابریل ریکتی کنت دو (1749-1791 م .). سیاستمدار انقلابی نامی فرانسه ، زندگی وی پیش از سال 1789 به یک سلسله زیاده رویها و مشاجرات با
جحدبلغتنامه دهخداجحدب . [ ج َ دَ ] (اِخ ) از خطبای بنی تمیم است . او را با جریر مشاجراتی بوده و جریر در حق او گفته است : قبح الاله و لایقبح غیره بظراً تفلق عن مفارق جحدب .و همچن