مسیبیةلغتنامه دهخدامسیبیة. [ م ُ س َی ْ ی َ بی ی َ ] (ص نسبی ، اِ) تأنیث مسیبی که منسوب به مسیب است . || نام سکه هائی که توسط مسیب بن محمدبن ربع الریوند ملک بخارا در قرون اولیه ٔ
مسیحیلغتنامه دهخدامسیحی . [ م َ ] (اِ) در موسیقی نام آوازی است از دستگاه نوا. (فرهنگ نظام ). یکی از گوشه های دستگاه شور. گوشه ای از دستگاه سه گاه .
مسیحیلغتنامه دهخدامسیحی . [ م َ ] (اِخ ) حکیم رکنا، متخلص به مسیحی . از شعرای دوره ٔ صفویه و اهل کاشان است . این شعر از اوست :دلا پیوسته در بند رضا باش چو شاهین عدل میزان قضا باش
مسیحیلغتنامه دهخدامسیحی . [ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم ، مشهور به ابن ابی البقاء و ابن عطار. طبیب نصرانی که مولدش بغداد است و در زمان الناصر لدین اﷲخلیفه ٔ عباسی می زیسته است . (تا
میبیندگویش اصفهانی تکیه ای: avine طاری: avina/ ayna طامه ای: vine طرقی: ayna کشه ای: avina/ ayna نطنزی: vina
مسیبیةلغتنامه دهخدامسیبیة. [ م ُ س َی ْ ی َ بی ی َ ] (ص نسبی ، اِ) تأنیث مسیبی که منسوب به مسیب است . || نام سکه هائی که توسط مسیب بن محمدبن ربع الریوند ملک بخارا در قرون اولیه ٔ
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) عبدالواحدبن احمد مکنی به ابوالفرج . از روات بود. وی درکوفه سکونت داشت و روایات خود را بر محمدبن اسحاق مسیبّی خواند و محمدبن حسن بن یونس
خرابیلغتنامه دهخداخرابی . [ خ َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن صرح بغدادی معروف به خرابی ، از روات است . او از محمدبن اسحاق مسیبی و غیره حدیث دارد و ابوبکربن مجاهد و ابوالحسین بن منادی ا
ابن رومیلغتنامه دهخداابن رومی . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) علی بن عباس بن جریح یا جرجیس . اصلاً رومی و از موالی بنی عباس است . شاعری نامی است و دیوانی بزرگ دارد. قاسم بن عبداﷲ وزیر معتضد از