مسولینلغتنامه دهخدامسولین . [ م ُ س َوْ وِ ] (ع ص ، اِ)ج ِ مسول (در حالت نصبی و جری ). رجوع به مسول شود.
مسؤلیتلغتنامه دهخدامسؤلیت . [ م َ ئو لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) رسم الخطی از مسؤولیت . رجوع به مسؤولیت شود.
مسؤولینلغتنامه دهخدامسؤولین . [ م َ ئو ] (ع ص ، اِ) ج ِ مسؤول (در حالت نصبی و جری ). مسؤولون . مؤاخذان . متعهدان . ضامنها. و رجوع به مسؤول شود.
مسوفینلغتنامه دهخدامسوفین . [ م ُ س َوْ وِ ] (ع ص ، اِ)ج ِ مسوف (در حالت نصبی و جری ). رجوع به مسوف شود.
بخشنامهفرهنگ انتشارات معین(بَ مِ) (اِمر.) حکم یا دستوری که از طرف مسؤلین سازمان برای اطلاع تمام کارکنان یک مؤسسه ابلاغ شود.
مسوللغتنامه دهخدامسول . [ م ُ س َوْ وِ ] (ع ص ) اغواکننده . فریبنده . بی راه کننده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، مسولین : و آنچه کرده است از سر تعجیل بوده است به وس
مسؤلیتلغتنامه دهخدامسؤلیت . [ م َ ئو لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) رسم الخطی از مسؤولیت . رجوع به مسؤولیت شود.