مسعدةلغتنامه دهخدامسعدة. [ م َ ع َ دَ ] (اِخ ) ابوعمرو عبدالجباربن عدی . کاتب منصور و یکی از بلغای عشره ٔ نامی زبان عرب . او راست : کتاب الادب . (از الفهرست ابن الندیم ).
معدهگویش اصفهانی تکیه ای: me:de / sardel طاری: ma:da طامه ای: me:de طرقی: ma:da کشه ای: ma:da نطنزی: me:de / del
مساعدةدیکشنری عربی به فارسیکمک کردن , ياري کردن , مساعدت کردن , پشتيباني کردن , حمايت کردن , کمک , ياري , حمايت , همدست , بردست , ياور , مساعدت , مساعدت کردن (با) , همدستي کردن , مدد رسان
مسودةدیکشنری عربی به فارسیحواله , برات , برات کشي , طرح , مسوده , پيش نويس , برگزيني , انتخاب , چرک نويس , طرح کردن , () (انگليس) اماده کردن , از بشکه ريختن
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن مسعده ٔ باهلی ، مکنّی به ابوحبیب . تابعی بود. رجوع به علی باهلی شود.
حجاریلغتنامه دهخداحجاری . [ ح ِ ] (اِخ ) سعیدبن مسعدة از اهل وادی الحجارةبه اندلس . در 288 هَ . ق . درگذشت . پسرش احمدبن سعیدنیز محدث است و در ذیحجه ٔ 327 درگذشت . سمعانی (ورق 15