مثعلغتنامه دهخدامثع. [ م َ ] (ع مص )به رفتار زشت رفتن زن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِمص ) رفتاری است زشت مر زنان را. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
مس ءلغتنامه دهخدامس ء. [ م َس ْءْ ] (ع اِمص ) بی باکی . (منتهی الارب ). || (اِ) میانه ٔ راه . (منتهی الارب ). میان راه و یا متن و جاده ٔ آن . (اقرب الموارد).
مس ءلغتنامه دهخدامس ء. [ م َس ْءْ ] (ع مص )بی باک گردیدن . (منتهی الارب ). مجون . و ماجن شدن . (اقرب الموارد). ناباکی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || به میانه ٔ راه رفتن . (منته
مسالغتنامه دهخدامسا. [ م َ ] (ع اِ) مساء. شبانگاه . شبانگاهان . شب . غروب . رجوع به مساء در ردیف خود شود : شد دیده تیره و نخورم غم ز بهر آنک روزم همه شب است و صباحم همه مسا. مس
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ )(الملک الَ ...) شهرت حسن بن یوسف بن عمر رسولی . از ملوک یمن در قرن هشتم هجری . رجوع به حسن رسولی شود.
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن معزالدین محمود. از سلسله ٔ آق سنقر (دسته ای از اتابکان الجزیره ). وی از 648 تا 699 هَ .ق . حکومت کرده است .
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن وهسودان ، مکنی به ابومنصور و ملقب به ناصرالدین . از امرای وهسودانیان یا روادیان ، ممدوح قطران . رجوع به روادیان شود.
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) جلال الدین ملک جانی . از حکام بنگاله است که از 656 تا 657 هَ .ق . حکومت کرد. (از ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 275).
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ )(الملک الَ ...) شهرت حسن بن یوسف بن عمر رسولی . از ملوک یمن در قرن هشتم هجری . رجوع به حسن رسولی شود.
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن معزالدین محمود. از سلسله ٔ آق سنقر (دسته ای از اتابکان الجزیره ). وی از 648 تا 699 هَ .ق . حکومت کرده است .
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن وهسودان ، مکنی به ابومنصور و ملقب به ناصرالدین . از امرای وهسودانیان یا روادیان ، ممدوح قطران . رجوع به روادیان شود.
مسعودلغتنامه دهخدامسعود. [ م َ ] (اِخ ) جلال الدین ملک جانی . از حکام بنگاله است که از 656 تا 657 هَ .ق . حکومت کرد. (از ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 275).