مسدودسازیoutgoing call barringواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که به کاربر امکان دهد تا بتواند همه یا بخشی از امکانات خروجی خود را برای خدمات خاصی مسدود کند
مسدودسازی برخوانیcall barringواژههای مصوب فرهنگستانامکانی در دستگاههای تلفن رومیزی یا همراه که به مشترک اجازه میدهد از زنگ خوردن تلفن جلوگیری کند
خدمات مسدودسازی برخوانی بینالمللی خروجیواژههای مصوب فرهنگستان← خدمات مسدودسازی تماس بینالمللی خروجی
خدمات مسدودسازی برخوانی بینالمللی ورودیواژههای مصوب فرهنگستان← خدمات مسدودسازی تماس بینالمللی ورودی
caulkingدیکشنری انگلیسی به فارسیکتک زدن، مسدود کردن، چرت زدن، نعل زدن، درز گرفتن، اب بندی کردن، بتونه کاری کردن، بتونهگیری کردن، زیرپوش سازی کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن
caulkedدیکشنری انگلیسی به فارسیسرفه شده، مسدود کردن، چرت زدن، نعل زدن، درز گرفتن، اب بندی کردن، بتونه کاری کردن، بتونهگیری کردن، زیرپوش سازی کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن
caulksدیکشنری انگلیسی به فارسیکلاول، مسدود کردن، چرت زدن، نعل زدن، درز گرفتن، اب بندی کردن، بتونه کاری کردن، بتونهگیری کردن، زیرپوش سازی کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن
caulkدیکشنری انگلیسی به فارسیکلفت کردن، مسدود کردن، چرت زدن، نعل زدن، درز گرفتن، اب بندی کردن، بتونه کاری کردن، بتونهگیری کردن، زیرپوش سازی کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن
calksدیکشنری انگلیسی به فارسیکلسیم، بتونهگیری کردن، زیرپوش سازی کردن، درز گرفتن، مسدود کردن، اب بندی کردن، نعل زدن، کپیه کردن، بتونه کاری کردن، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن، با نعل یا لگد اسب