مستقبلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. استقبالکننده؛ پیشوازرونده؛ پیشآینده.۲. (اسم) [قدیمی] زمان آینده.
مستقبللغتنامه دهخدامستقبل . [ م ُ ت َ ب َ ] (ع ص ، اِ) نعت مفعولی از استقبال . آنچه بسوی آن روی آورند. (از اقرب الموارد). رجوع به استقبال شود. || زمانی که بعد از حال آید. مستقبِل
مستقبللغتنامه دهخدامستقبل . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از استقبال . روی به چیزی آرنده . (غیاث ) (آنندراج ). کسی که در مقابل و محاذات چیزی قرار گیرد چون در مقابل قبله . (
مستقبلیاتلغتنامه دهخدامستقبلیات . [ م ُ ت َ ب ِ لی یا ] (ع ص ،اِ) حوادث آینده و زمانهای آینده . (ناظم الاطباء).
مستقبلینلغتنامه دهخدامستقبلین . [ م ُت َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستقبِل (در حالت نصبی و جری ). رجوع به مستقبل شود. || پیشوازکنندگان . (ناظم الاطباء). به پیشوازآیندگان . استقبال کنندگا
مستقبلینلغتنامه دهخدامستقبلین . [ م ُت َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستقبِل (در حالت نصبی و جری ). رجوع به مستقبل شود. || پیشوازکنندگان . (ناظم الاطباء). به پیشوازآیندگان . استقبال کنندگا
مستقبلیاتلغتنامه دهخدامستقبلیات . [ م ُ ت َ ب ِ لی یا ] (ع ص ،اِ) حوادث آینده و زمانهای آینده . (ناظم الاطباء).