مستضعفینلغتنامه دهخدامستضعفین . [ م ُت َ ع َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستضعف (در حال نصبی و جری ). ناتوانان . ناتوان شمرده شدگان : و مالکم لاتقاتلون فی سبیل اﷲ و المستضعفین من الرجال و النس
مُّسْتَضْعَفُونَفرهنگ واژگان قرآنضعیف شمرده شدگان (استضعاف به معناي ضعيف شمردن و توهين و بي اعتنائي به امر چيزي است)
مُسْتَضْعَفِينَفرهنگ واژگان قرآنضعیف شمرده شدگان (استضعاف به معناي ضعيف شمردن و توهين و بي اعتنائي به امر چيزي است)
ابوضمرهلغتنامه دهخداابوضمره . [ اَ ض َ رَ ] (اِخ ) ابن عیص . مردی از مستضعفین اصحاب رسول صلوات اﷲ علیه بمکه و او هنگام مهاجرت بمدینه در منزل تنعیم درگذشت .
خبابلغتنامه دهخداخباب . [ خ ُب ْ با ] (اِخ ) بن الارت بن جندلةبن سعدبن خزیمةبن کعب بن سعدبن زیدبن مناةبن تمیم التمیمی بعضی او را خزاعی آورده اند. مکنی به ابو عبداﷲ. او از اسیران
خمینیلغتنامه دهخداخمینی . [ خ ُ م َ / م ِ ] (اِخ ) روح اﷲ. آیت اﷲ العظمی روح اﷲ الموسوی الخمینی .ولادت امام : امام خمینی رضوان اﷲ علیه روز بیستم جمادی الثانی (برابر با سالروز میل