مسترئبةلغتنامه دهخدامسترئبة. [ م ُ ت َ ءِ ب َ ] (ع ص ) زنی که او را حیض نیفتد و در سن حایضان باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). زنی که سن او اقتضای حیض را داشته ومعهذا حایض نمی شود
طلاق بدعتلغتنامه دهخداطلاق بدعت . [ طَ ق ِ ب ِ ع َ ](ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) طلاق حائض غیرآبستن یا نفساءاست با حضور زوج یا مسترابه بیش از سه ماه و سه طلاق مرسلاً (پشت سر هم ) بطوری ک
طلاقلغتنامه دهخداطلاق . [ طَ ] (ع مص ) رها شدن زن از قید نکاح . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). رها شدن زن از عقد نکاح . (المصادر زوزنی ). رها کردن . (دهار). فسخ کردن عقد نکاح .
مسترئبةلغتنامه دهخدامسترئبة. [ م ُ ت َ ءِ ب َ ] (ع ص ) زنی که او را حیض نیفتد و در سن حایضان باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). زنی که سن او اقتضای حیض را داشته ومعهذا حایض نمی شود
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن عباس . اسماعیل بن عبدالرحمن صابونی بوسائطی از او و وی بوسایطی از رسول (ص ) نقل کرده که فرمود: للمؤمن عند افطاره دعوة مستجابة (تاریخ
شش چوبلغتنامه دهخداشش چوب . [ ش َ / ش ِ ] (اِ مرکب ) مبال اردو. مستراح موقت که در اردوها از چوب سازند. مستراحهای چوبین قابل حمل در اردوها. (یادداشت مؤلف ).