مستبشرةلغتنامه دهخدامستبشرة. [ م ُ ت َ ش ِ رَ ] (ع ص ) مؤنث مستبشر که نعت فاعلی است از استبشار. شادان . شادشونده : وجوه یومئذ مسفرة. ضاحکة مستبشرة. (قرآن 38/80 و 39). و رجوع به اس
مستأشرةلغتنامه دهخدامستأشرة. [ م ُ ت َءْ ش ِ رَ ] (ع ص ) زن که پاک کردن دندانهای خود خواهد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || زن که دندانها پاک و نیکو کرده باشد. (منتهی الارب ). م
مستوشرةلغتنامه دهخدامستوشرة. [ م ُ ت َ ش ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث مستوشر. زنی که تیز و تنک کردن خواهد دندان را تا کم سن نماید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به استئشار شود.
مستبشرلغتنامه دهخدامستبشر. [ م ُ ت َ ش ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استبشار. مژده دهنده . (اقرب الموارد). مقرنشع. (منتهی الارب ). || شادشونده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شادان . ش
مستأشرةلغتنامه دهخدامستأشرة. [ م ُ ت َءْ ش ِ رَ ] (ع ص ) زن که پاک کردن دندانهای خود خواهد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || زن که دندانها پاک و نیکو کرده باشد. (منتهی الارب ). م
مستوشرةلغتنامه دهخدامستوشرة. [ م ُ ت َ ش ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث مستوشر. زنی که تیز و تنک کردن خواهد دندان را تا کم سن نماید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به استئشار شود.
مستبشرلغتنامه دهخدامستبشر. [ م ُ ت َ ش ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استبشار. مژده دهنده . (اقرب الموارد). مقرنشع. (منتهی الارب ). || شادشونده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شادان . ش
مؤتشرةلغتنامه دهخدامؤتشرة. [ م ُءْ ت َ ش ِ رَ ](ع ص ) زن که دندانهای خود پاک و نیکو کرده باشد. مستأشرة. (منتهی الارب ، ماده ٔ اش ر). زنی که خواهش می کند دندانهای وی را خوب و نیک
مواتاتلغتنامه دهخدامواتات . [ م ُ ] (ع اِمص ) مؤاتات . موافقت . سازواری . سازگاری . سازش . (یادداشت مؤلف ). صاحب منتهی الارب از صحاح نقل کند که عامه مؤاتات را به واو گویند : به